خوش اومدی پیشی
مدتها بود که تو فکره این بودم که یه تنوعی به زندگیمون بدم
تا اینکه دیروز یه دفعه ای یه اتقاقه جالب افتاد.gif)
با همسری عزیز و مهربان بیرون بودیم که یهو پام جلوی ویتیرینه یه حیوون فروشی وایستاد.gif)
یهو چشمم افتاد به یه بچه گربه ملوس و خوردنی که خیلی رنگ و قیافش خاص بود
یه همچین صحنه ای واسه من که عاشقه گربمم یه صحنه نفس گیر بود.gif)
خلاصه رفتیم تو مغازه و من و پیشی و بغل و مهربونی همسری ووووو وخلاصه پیشی خانوووم شد مهمونه خونه ما،،.gif)
تا صب بازی کرد و رو سرمون پرید.gif)
امروزم که سره کارم هی قلبم تلپ تلپ میکنه که زودتر برم خونه و باهاش بازی کنم
وقتایی که نگاش میکنم با خودم میگم مگه میشه یه همچین موجود خوشگلی تو دنیا خلق شه
و آدم شک کنه که خدا چقد مهربووونه.gif)
قربونه بزرگیه خدا برم.gif)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی




خوش اومدی پیشی 
