خیلی وقته که نیومدم
فک کنم از آخرین پستم یه مدته طولانی میگذره
اصلا حال و حوصله درستی نداشتم و هنوزم ندارم ،
مشکلاته همیشگی و درگیریام،.gif)
ولی چون امروز آخرین روزه تابستونه 94 بود گفتم بیام و یه پست بزارم که فراموش نکنم که تابستونم
چجوری گذشت و یه یادگاری ازش نگه دارم،.gif)
وقتی به نوره کمرنگه بیرون نگا میکنم و هوای خنکه اوله صبا بهم میخوره
به خودم میگم که آره راست راستی پاییز از راه رسید و همین روزاست که کوههای توچالم از سفیدی برف پر شه و پنجره شمالی خونرو که باز کنم بهم لبخند بزنن،.gif)
ایشالله که پاییز و زمستونه امسال پر از خیر و برکت و اتفاقای خوب باشه،.gif)
کم کم خونه تکونیه شهریورم تموم شد و خونه یه حالی عوض کرد..gif)
میتونم به جرات بگم که این تابستون بهترین اتفاق واسمون
پیشیه
خوشگلم بود که به جمعمون اضافه شد، بهم انرژی مثبت میده باهامون زندگی میکنه و واقعا شده عضوی از خانوادمون،.gif)
بنده خدا بابام هروقت که زنگ میزنه حاله اونم میپرسه و پیشی خانوم
تقریبا تو همه جمعای مهمه ما دیگه حضور دارن،
همسری هم خوبه و سعی میکنه یه جوری از بحراناش بیرون بیاد و دسته منم بگیره و بکشه بیرون،.gif)
خسته و بیحوصلم ولی دارم همه سعیم میکنم که از این بحرانم مثله قبلیا بیایم بیرون،.gif)
سعی میکنم که قوی باشم ولی از نظره جسمی و روحی خیلی کم آوردم ،
ولی همش به خودم میگم که درست میشه
و امید داشته باش،
اعتراف میکنم که خسته هستم ولی ناامید نیستم،.gif)
آخره هفتم که عیده قربانه
و احتمالا ما بازم مثله سالای دیگه میریم خونه بابا بزرگه همسری
و اونجا جمع میشیم ،
خیلی وقته که نرفتیم و برعکسه دفعاته قبل من واقعا دوست دارم بریم و حال و هوام عوض شه،.gif)
مخصوصا که امسالم دختر دایی همسر جان
حامله است و این خودش به تنهایی واسم یه حسه نوا تو اون جمع،.gif)
امشب میرم که خونرو مرتب کنم و وسایلم جمع و جور کنم و واسه فردا شب که میخوایم بریم آماده شم،.gif)
تو دفترم یه سری جابجایی
خواهیم داشت که این خودش واسم یه فصله جدید و شاید روی خیلی از مسائل تاثیر بزاره،
هفته پیشم که جمعرو خونه دختر خاله جون مهمون بودیم و بهمون خوش گذشت و دوره همی خوبی داشتیم،.gif)
امیدوارم که اونام آخره هفته بیان اگرچه با توجه به اوله مهر و بازگشایی مدارس بعید میدونم،
وووای که چقدر دلم
واسه مدرسه و کیف و کتاب و وسایله نو تنگ شده!
از همه دوستایی که به وبلاگم سر میزنن هم تشکر میکنم و هم عذر میخوام که یه مدته طولانی نبودم و ازشون میخوام که واسم دعا کنن،.gif)
ممنونم
.gif)




خیلی وقته که نیومدم 

