سلام روزهای آینده

سلام روزهای آینده

خدایا عشقمون پایدار کن،سلامتی بده و همه کسایی رو که تو دلشون نیته خیره به آرزشون برسون

سلام روزهای آینده

به نام خداوند بخشنده و مهربان

راستش بخواین خیلی دلم میخواد مادر بشم یه نی نی سالم که خیلیم شبیه باباش باشه داشته باشم آخه میخوام هروقت که نگاش کردم یادم بیفته که چقد عاشقانه انتخاب کردم ، دوست دارم نی نیم تو بغلم بگیرم و فقط بوش کنم و بش بگم خوش اومدی مرسی که بخاطره خواسته ما از بهشت دست کشیدی و زمینی شدی!و شدی یه فصله جدید تو زندگیه کوچولوی دو نفره ما!

                                        

 

 

[ سه شنبه 17 آذر 1394 ] [ 17:03 ] [ آنادمهری ] [موضوع : ] [ ]
نیمه تابستون

نیمه تابستون تموم شد،زیبا

و روزای خیلی خیلی گرمی گذشت و یکم هوا بهتر شده،راضی

یکشنبه شب رفتیم تئاتر و خیلی خیلی بهم خوش گذشت،بغل

بعد از مدتها واقعا واسم یه تنوع خوب بود،راضی

هفته بعدم که میخوایم بریم عروسی،قوی

و آخره هفترو فقط درگیره آماده سازی مقدمات عروسی رفتن بودمجشن

تولد راضیه هم با عروسی تلاقی کردهدلخور

وقتی بهش گفتم که نمیتونیم بریم خیلی ناراحت شدسکوت

خودمم خیلی حال و حوصلش رو نداشتم اجازهبچه های قدیمی دانشگاه میان و بیش از حد مجلس شولوغه کلا دیگه خیلی حال و حوصله شلوغیرو ندارمبی حوصله

فک کنم از علائم پیریخندونک

از مامانینا یکم فاصله گرفتم دیگه خیلی حوصله حواشی مسائلی که اصلا به زندگی من ربط نداررو ندارمنه و با خودم همش میگم از پس زندگی خودم بربیام هنر کردم یه سری موضوعات هست که دیگه خیلی خیلی رفته رو اعصابم و کلافم کردهحسود

آزمایش خونم دادیم و به جز کم خونی مشکل دیگه ای ندارممتفکر ولی باید مشکل رو حل کنم،

همسر هم خیلی کارش سبک شده و دنبال کاره بدجور..سوت

ولی خب همش به خودم میگم ما از این بدتراشم گذروندیم اینم روش ایشالله از همه این روزای سختم میگذریم.خسته

خدایا هیچ وقت دستت رو از شونمون ورنداردلخور

[ سه شنبه 17 مرداد 1396 ] [ 10:17 ] [ آنادمهری ] [موضوع : ] [ ]
تولدم مبارک

.: آناد خانوم یعنی خودم ، 30 سالگیت مبارک :.

 

آناد خانوم تولدت مباررررررکمحبت

امرزو سی ساله شدمخجالت

همسری لطف کرد و واسم یه کیک خرید و یه دستبنده خیلی قشنگ ،فرشته

خیلی واسم ارزش داشت

چون کلی واسش نقشه کشیده بودمحبت

همین که اینهمه وقت گذاشته بود واسم بی اندازه مهم بود،بوس

دوستامم روز پنج شنبه تو دفتر واسم یه تولد گرفتن،بغل

خیلی بهم چسبید،

یه دهه از زندگیم گذشت،قوی

مهمترین اتفاقات زندگیم تو این ده سال آخر اتفاق افتاد،جشن

دانشگاه  رفتم،تشویق

عاشق شدم و با عشقم ازدواج کردم،محبت

خدارو شکر،راضی

پیشی خانومم با دارو بهتره ولی بدون دارو خیلی تعریفی نداره، غمناکولی باز خدارو شکر که هست ،

داداشینام دیگه جدی جدی افتادن دنبال کارای بچه دار شدن،دلخور

و منم هی دلم نی نی میخواد ولی بعدش دیگه نمیخواد!!خندونکخندونکخندونک

خلاصه اینکه خداحافظ دهه سوم زندگی بای بایو سلام دهه چهارم زندگیم،بای بای

ایشالله که تو این ده سال پیش روم مادر میشم و روزای بهتری در انتظاره من و عشقمه،محبت

راستی اینم بگم که هوا به طرزه وحشتناک و غیر عادی گرمه!سبزسبز

[ شنبه 10 تير 1396 ] [ 18:06 ] [ آنادمهری ] [موضوع : ] [ ]
پایان بهار 96

سلام

امروز 30 خرداد ماهه و فردا دیگه بهار 96 تموم میشه و یه تابستون طولانی و گرم پیشه رومونهچشمک

روزا طبق معمول مثل برق و باد میگذرن و آدم همش چشمش به تقویمه که روزای جوونیش داره از جلو چشماش عبور میکنه،

کار و بار همسری تعریفی نداره و پروژه تقریبا تموم شده خطاو دیگه از 11 تا 3 اینا میره و معمولا 4 خونست،

و به شدت دنباله کاره،

و من همش دعا میکنم که اینبار بتونه یه کاره ثابت پیدا کنه نه پروژه ای که همینکه پروژه تموم شد بازم مجبور باشه دنباله کار باشه،زیبا

ولی کو از کاره ثابت و حتی کو از کاره پروژه ایبی حوصله

خیلی بیکاری زیاده و واقعا نمیدونم با این وضعیت قراره تکلیفهشاکی مردم چی شه،

با این شرایط منی که دیگه 10 روزی بیشتر تا 30 سالگیم نمونده حتی نمیتونم به بچه دار شدن فک کنم چه برسه که بخوام اقدامی هم کنم،غمناک

ولی سعی میکنم اصلا بهش فک نکنم و خودم رو با روزمرگی هام سرگرم میکنم و سعی میکنم در لحظه هام خوش باشم و واسه آخره هفته هام اکثرا برنامه سرگرمیفرشتهمیچینم که از روزام لذت ببرم و همسری رو هم با خودم میکشم و میبرم

تعطیلات خرداد رو رفتیم رامسر و خیلی بهمون خوش گذشتniniweblog.com و آرامشه خوبی واسمون داشت،

نمیخوام با فکره آینده ای که اصلا معلوم نیست روزام رو خراب کنه و همش تو دلم میگم خوب خدارو شکر زندگی دوتاییمون niniweblog.comداره میگذره و مشکله خیلی خاصی نداریم و مشکلمون فقط برنامه ریزی مالی واسه بچست که اونم بچه ای که معلوم نیست وقتی بزرگ بشه رفتاری بکنه که اون موقع به خودم نگم اصلا ارزشش رو نداشت که این همه خودم رو اذیت کنم اصلا،niniweblog.com

حاله پیشی خانومم بهتره و با دارو مشکلش niniweblog.comرو کنترل کردیم ،

ولی بحثه داروهاش خیلی جدیه و اصلا حتی نباید یه وعدش هم از یادمون بره یا دیر شه

فک کنم قسمتش این بود که با این مریضیش خونه ما بیاد که من مواظبش باشم ،niniweblog.com

مامانینام خوبن و مامان یه کم با مسائل سلامتی و روحیش درگیره و خدارو شکر داداشم بهتره و انگاری کم کم داره یاد میگیره که با مشکلات زندگیش تقابل کنه و هی جا خالی نده که ترکشاش به من و مامانینا بخوره ،niniweblog.com

و فک میکنم نهایتا تا آخره امسال بچه دار شن نمیدونم فک میکنم که آدم هرچی کوچیکتره زندگیرو راحتتر میگیره و کمتر نگرانه بخاطره همینه niniweblog.comکه اونا اصلا به مشکلات بچه فک نمیکنن و میخوان که بیارن ،

خلاصه که فعلا همینطوریاست،

راستی اینم یادم رفت که بگم هوا به شدت گرم شده و به نظره من امسال گرماها زودتر شروع شده،

25 مرداد ماه هم که عروسی داریم و شکر که من لباس دارم و اصلا دغدغه لباس و خرید ندارمخندونک

خدارو شکر بازم که تنموم سالمه و تو زندگیمون آرامش داریم niniweblog.com،

درگیره کارم حسابی و اصلا وقت نمیکنم به وبلاگ سر بزنم ، ولی اینبار قول میدم که زودتر بیام و بنویسم ..

فعلا بایniniweblog.com

[ سه شنبه 30 خرداد 1396 ] [ 10:16 ] [ آنادمهری ] [موضوع : ] [ ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 14 صفحه بعد

کد تغییر شکل موس

ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار رایگان وبلاگ

ابزار متحرك زیباسازی وبلاگ


كد بارش قلب در وبلاگ

  • کد نمایش افراد آنلاین

  • ابزار هدايت به بالاي صفجه

    فال حافظ

    دریافت کد بارش برف

    قالب